خرید بک لینک
معلوم بود اولین بار اومدن ابروهاشون رو بردارن. دو تا خواهر دوقلو با مامانشون. مادر یه جوری چشم از دونه دونه موهایی که برداشته میشد برنمیداشت انگار داشتن روی دختر عمل قلب باز انجام میدادن.مث مامان خودم. بعضی وقتها دقیق میشه یهو توی صورت من که: این دو تا دونه خیلی لج درآره. برو موچین و عینکم رو بیار برش دارم. نمیگه برو برش دار... میخواد شخصا وارد عمل شه!

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 16:00

با میترا کلاس آنلاین داشتم و بعدش با زهرا قرار. در مدتی که باید منتظر زهرا میماندم تا برسد بین قفسههای کتابخانه گشتم و از روی نفرت کتاب را برداشتم نگاهی بیندازم؛ عشق زیرِ روسری!آنقدر نفرتم از بعضی مسائل زیاد است که بعضی وقتها کتاب و یا مطالب را میخوانم که صرفا دلیل موجه نفرتم شوند. اما برخلاف تصور اولیهام کتاب را که ورق میزنم متوجه میشوم که باید بخوانمش: "فکر کردیم که باید توازنی قوی برقرار کنیم. باید از میان پیچیدگیهای فرهنگ و دین مسیری درست میکردیم و از آن رهگذر باید ارتباط با ایمان، خانواده و جماعتمان را حفظ میکردیم. اگر برای برقرار کردن این توازن پیشقدم میشدیم باید هزینه میدادیم؟ هزینه اینکه برای مردهای سنتی (و مادرهایشان) به اندازه کافی سنتی نیستیم و برای مردهای مدرن خیلی کسل کننده و مذهبی هستیم؟"چیزهایی هست که آدم خجالت میکشد بگوید. اما من گفتهام!+ چطور یادش مانده بود؟ فکر میکردم فقط ما زنها یادمان میماند!

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 20:42

《 بچه که بودم، سرنوشت هیچکدام از شخصیتهای تاریخ مقدس به نظرم دردناکتر از سرنوشت نوح نمیآمد، به خاطر طوفان که او را چهل روز در کشتیاش زندانی کرده بود. بعدها، اغلب بیمار بودم، و روزهای درازی را من نیز در "کشتی" میماندم. آنگاه بود که دریافتم نوح نتوانسته بود هیچگاه دنیا را به آن خوبی ببیند که از کشتی دید، هر چند که تنگ و بسته بود و زمین در تاریکی فرورفته. 》+ دیباچه در جستجوی زمان از دست رفته؛ کتاب اول؛ طرف خانه سوان؛ مارسل پروست

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 20:42

این از اون داستان های عجیب زندگی است که ماها فکر می کنیم که تو داری ما رو هدایت می کنی به راهی که بخوای. اما به نظر میرسه که این یه اتفاق دو طرفه باشه. همش تو نیستی... منم هستم. و تو داری صبر می کنی ببینی چقدر یه نفر یه چیزی رو میخواد.

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 20:42

صفحه بندی